على اكبر قرشى بنابى
19
تفسير احسن الحديث (فارسى)
مىخوابند . بعد رفتم ناگاه به جماعتى رسيدم كه به دهانشان آتش مىانداختند و از سوراخ پائين خارج مىشد از جبرئيل پرسيدم ؟ گفت : اينان كسانى هستند كه اموال يتيمان را به ظلم مىخورند إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً . سپس رفتم و ناگاه به جماعتى برخوردم كه چون يكى مىخواست برخيزد از بزرگى شكمش نمىتوانست برخيزد ، گفتم : جبرئيل اينها كدام كسانند ؟ گفت : اينها كسانى هستند كه ربا مىخورند ، زندگى نمىكنند مگر مانند كسى كه شيطان او را ديوانه كرده است ، آن گاه ديدم كه آنها مانند آل فرعون هستند ، صبح و شام به آتش عرضه مىشوند ، مىگويند : پروردگارا قيامت چه زمانى خواهد بود ؟ فرمود : سپس به رفتن ادامه دادم ناگاه به زنانى رسيدم كه از پستانشان آويزان بودند ، از جبرئيل پرسيدم ، گفت اينها زنانى هستند كه بر اموال شوهران اولاد ديگران را وارث مىكنند ، آن گاه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : غضب خدا شديد است بر زنى كه در نسب قومى كسى را كه از آنها نيست ، داخل كند ، پس بر خلوات وارد شود و انبارشان را بخورد ( از آنها سهم بگيرد ) . سپس فرمود : گذر كرديم بر ملائكهاى از ملائكه خدا كه خدا هرطور خواسته بود آنها را آفريده بود ، چهرهءشان را هرطور كه اراده فرموده بود قرار داده بود ، تمام اعضاء آنها مشغول تسبيح و حمد بود و از هر ناحيه بدنشان صداى حمد و گريه از ترس خدا بلند بود با صداهاى مختلف ، از جبرئيل سؤال كردم ؟ گفت همانطور كه مىبينى آفريده شدهاند . هر يك از آنها در كنار رفيق خود است ولى با او ابدا كلمهاى نگفته است از خوف خدا و به علّت اينكه به خدا متواضع